جدیدترین مطالبرمان مادام

رمان مادام

رمان مادام

قسمتی از رمان:

موهام رو پشت گوشم دادم و اروم کراواتش رو مرتب کردم و گفتم : من دعوت هر
کسی رو قبول نمیکنم ولی تو ، فرق داری !
دستم رو گرفت و بوسه ای روش زد : ممنونم بانوی شرقی زیبا
پول نوشیدنی و انعام رو روی میز گذاشت و بلند شد منم به تابعیت ازش بلند شدم و
دامن تنگ و کوتاهم که به اجبار تنم کرده بودم رو مرتب کردم و دستم رو دور بازوش
حلقه کردم به سمت اتاق خوابش به راه افتادیم !

توی آسانسور ایستادیم و که دکمه طبقه پنت هاوس رو فشار داد درب آسانسور بسته
شد دستش رو از دور دستم ازاد کرد و با دست منو به طرف دیوار آسانسور هل داد .
سرش رو جلو آورد و توی چشمام زل زد دستم رو مشت کرده بودم الان بهترین
فرصت بود که کارش رو تموم کنم .
آروم دستم رو پشتم بردم که چاقو رو در بیارم که نگاهم به دوربین های توی اسانسور
افتاد .
 دستام رو مشت کردم !

دلم میخواست اون مشت رو توی صورتش خورد کنم همون جوری که توی تمرین با
مشت یه حریف رو از پا در میاوردم !!
ولی به جاش دستم رو دور گردنش انداختم و باهاش همراهی کردم .
حالت تهوع بهم دست داده بود از فکر اینکه این ادم باعث مرگ خیلی از همکارام بود
چندشم میشد …

بالاخره آسانسور توی طبقه پنت هاوس استاد . آسانسور دقیقا وسط اتاقش بود ..
به سمت پنجره شیشه ای رفتم تمام دبی از این منظره زیر پات بود ..
لبخندى زدم و لیوان رو به لبم نزدیک کردم پودر سفیدی دور لیوان بود انقدر ناشیانه
دارو بیهوشی ریخته بود ? تلفنش زنگ خورد که با گفتن ببخشیدی دور شد توی یه
ثانیه جای لیوان هارو عوض کردم ..
_ ببین من بهت گفتم امشب یه قرار کاری دارم ولی تو اون محموله رو ارسال کن اره
،اره باشه میبینمت بای .
تلفن رو قطع کرد و به سمتم اومد لیوان رو برداشت و یه نفس سر کشید ..
حالا نوبت بازی من بود ..
با عشوه گری که توش استاد بودم 

دانلود پارت 1

دانلود پارت 2

دانلود پارت 3

دانلود پارت 4

دانلود پارت 5

دانلود پارت 6

دانلود پارت 7

دانلود پارت 8

دانلود پارت 9

دانلود پارت 10

دانلود پارت 11

دانلود پارت 12

دانلود پارت 13

دانلود پارت 14

دانلود پارت 15جدید1بهمن

دانلود پارت 16جدید12بهمن

دانلود پارت 17جدید14اسفند

دانلود پارت 18جدید17اسفند

دانلود پارت 19جدید20اسفند

دانلود پارت 20جدید23اسفند

دانلود پارت 21جدید29اسفند

دانلود پارت 22جدید5فروردین

دانلود پارت 23جدید20فروردین

دانلود پارت 24جدید11اردیبهشت

دانلود پارت 25جدید15اردیبهشت

دانلود پارت 26جدید20اردیبهشت

دانلود پارت 27جدید25اردیبهشت

دانلود پارت 28جدید30اردیبهشت

دانلود پارت 29جدید3خرداد

دانلود پارت 30جدید9خرداد

اولین سیستم کسب درآمد از دانلود و گوش دادن آهنگ در ایران همین الانکلیک کنید 

 

پات جدیدی از این رمان تا کنون منتشر نشده و ما در روند پارت گذاری این رمان بی تقصیریم

باتوجه به انلاین بودن رمان فوق زمان آپدیت هر سه یکبار میباشد

رمان های پیشنهادی که دیگران خوانند:

رمان ازدواج اجباری

رمان عروس ارباب زاده

رمان خانزاده دلربا

رمان ترنج

رمان شاهدخت پسرنما

رمان دانشجوی مغرور من

 

نوشته های مشابه

‫۳۰ نظرها

  1. تمام این رمان های سخیف نوشته ی آدم روانی و عقده ای هست داستان نویسی را به لجن کشیده

  2. سلام.ببخشید شما راه ارتباطی با نویسنده میشناسین که بشه باهاشون حرف زد؟چون رمانشون تضاد زیاد داره.یه جا گفته شده ویلیام از اتاق رفت بیرون ولی همون لحظه گفته شد گوشه اتاق بهمون خیره شده بود!اشکالهای دیگه ای هم داره که یکم مربوط به قسمت بی ادبی رمانه که مثلا گفت ریچارد فقط لباس زیر شو تنش کرد درحالیکه وقتی دستشویی بود گفته شد که شلوارشو کشید بالا!

  3. میشه یکی به این نویسنده بگه اگه میخواستی برج ایفل و جاذبه جا کنی تواین یک ماه کرده بودی چه وضعشه اگر رمان می نویسید درست بنویسید نه بعداز یک ماه هنوز یه پارت نزاشته باشید نمی تونید ننویسید مردم که مسخره ی شما نیستند

  4. سلام . این چه وضع پارت گذاشتنه . آخرین پارت مال ۹ خرداده و امروز هم ۹ تیر درست یه ماهه پارت نذاشتین
    ادمین میدونم که فعلا پارتی به دست شما از طرف نویسنده نرسیده و شما بی تقصیرین ولی لطفا به نویسنده بگین اگه قصد نوشتن ادامه رمان رو نداره اعلام کنه

  5. سلام خسته نباشید. چرا از ۹ خرداد به بعد پارتی گذاشته نشده?!! شما ذکر کردید هر ۴ روز یکبار میزارید!!حالا اینا به کنار الان از دوماه هم بیشتر شده زمانش!! چرا!!?? نویسنده داره دقیقا چیکار میکنه?! اگر نمیتونست خب از اول رمان رو می نوشت و پی دی اف اش رو در اختیار مردم قرار میداد در اینترنت بعدا ، نه که مردم الاف و منتظر بشن بخاطر پارت های بعدی!
    لطفا یک رسیدگی بکنید. این اتفاق داره برای بقیه رمان های آنلاین تون هم تقریبا می افته…
    ممنون از ادمین

  6. سلام ببخشید یه سوال داشتم میشه که ماهم رمان بنویسیم و رمانامون رو توی سایتتون قرار بدید؟ اگه میشه لطف میکنید شرایطش رو بگید!!!

  7. سلام ببخشید یه سوال داشتم میشه ماهم اگه نویسندگی میکنیم رمان بنویسیم و شما در سایت قرار بدید؟اگه میشه لطف میکنید شرایطش رو بگید. ممنون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

دکمه بازگشت به بالا