جدیدترین مطالبرمان عروس ارباب زاده

رمان عروس ارباب زاده

رمان عروس ارباب زاده فصل دوم رمان شوهر غیرتی من

اگر تا به حال رمان شوهر غیرتی من فصل اوب این رمان را مطالعه ننموده اید از اینجا مطالعه کنید

قسمتی از رمان:

سیلی محکمی تو گوشم کوبید که پرت شدم روی زمین لگد محکمی تو شکمم کوبید که آخی از شدت درد گفتم و با چشمهای پر از اشک بهش خیره شدم که عصبی فریاد زد:
_دختره ی سلیطه دوست داری برادرت قصاص بشه نمک به حروم!
از شدت درد مثل مار داشتم به خودم میپیچیدم من نمیخواستم عروس ارباب زاده سنگدل روستا بشم اون من رو برای انتقام میخواست اون فقط میخواست من براش توله پس بندازم اون میخواست از این وضعیت سواستفاده کنه!

دوباره با التماس به پای بابا افتادم:
_بابا تو رو خدا نزار من تقاص پس بدم.
با خشم خم شد موهای بلندم رو از زیر روسری کشید بیرون داخل دستش که اخ بلندی از شدت درد گفتم خم شد تو صورتم و با عصبانیت تو صورتم نعره کشید:
_تو همسر ارباب میشی دختره ی سلیطه همینجا دهنت رو پر خون میکنم تا جرئت نکنی روی حرف من حرف بزنی.
بابا انقدر من رو کتک زد که خون بالا آوردم وقتی آش و لاشم کرد و خودش هم خسته شد بلاخره دست از کتک زدن برداشت کمربندش رو یه گوشه رها کرد و از خونه زد بیرون از شدت درد حتی نمیتونستم تکون بخورم

صدای نگران خواهرم شهلا کنار گوشم بلند شد:
_ستاره چشمهات رو باز کن تو رو خدا
صدای خونسرد مامان رو شنیدم
_دختره ی سلیطه کاریش نداشته باش بزار مثل سگ جون بده ، میخواد پسرم قصاص بشه تا این عروس ارباب زاده نشه انگار خیلی از ارباب زاده سر تره همه آرزو یه شب باهاش بودن رو دارند این اومده اینجا کلاس میاد!

قلبم از این همه بی رحم بودن مامان گرفت هه مامان! فقط اسم مامان و بابا رو یدک میکشیدند هیچوقت برای من مادر و پدری نکردند گاهی فکر میکردم شاید من هیچوقت بچه ی واقعیشون نبودم!
الان هم میخواستند بخاطر اینکه برادرم بخاطر قتلی که مرتکب شده قصاص نشه من عروس خونبس ارباب زاده بشم و باهاش ازدواج کنم!
من چجوری میتونستم همسر دوم ارباب زاده بشم اون خودش زن داشت و من رو فقط برای بدنیا آوردن وارث و انتقام میخواست
انتقام کاری که برادرم انجام داده بود
_ستاره

با شنیدن صدای داداشم با چشمهای پر از اشک بهش خیره شدم که چشمهاش رو با درد باز و بسته کرد و گفت:
_حتی شده قصاص بشم نمیزارم همسر اون کثافط بشی!
میدونستم من باید قربانی بشم تا اون نجات پیدا کنه میدونستم مادرم حاضر نیست خواهر بزرگترم شهلا و شهین رو بفرسته خونبس ارباب زاده بشند
و فقط منی که به خونم تشنه اس رو میفرسته!
پس چرا بیخود داشتم کتک میخوردم و مقاومت میکردم

لبخند تلخی بهش زدم
تا خواستم چیزی بگم صدای محکم در خونه اومد انگار یکی قصد داشت در رو از جاش بکنه! داداش فرهاد بلند شد رفت در رو باز کرد که صدای مشت و کتک کاری اومد

مامان جیغ بلندی کشید و فریاد زد:
_ارباب زاده پسرم و کشتی داری تو رو خدا رحم کن!
با شنیدن این حرف با نگرانی به سختی با تن دردمند از روی زمین بلند شدم و لنگ لنگون به سمت در رفتم ، داداش فرهاد وسط حیاط افتاده بود و چند تا مرد داشتند کتکش میزدند با دیدن صحنه روبروم جیغی کشیدم و به سمتشون رفتم و گفتم:
_داداشم و ولش کنید!

صدای خش دار و ترسناک ارباب زاده بلند شد:
_دست نگه دارید ولش کنید!
دست از کتک زدن داداش فرهادم برداشتند تموم صورت قشنگش خونی شده بود تحمل دیدنش رو تو این وضعیت نداشتم با چشمهای اشکی بهش خیره شده بودم که صدای بابا بلند شد:
_ارباب زاده تو رو خدا رحم کنید به پسرم کاری نداشته باشید این دختره رو ببرید خونبس میشه!
با شنیدن این حرف بابا وحشت زده سرم رو بلند کردم نگاهم به ارباب زاده افتاد که با پوزخندی که روی لبهاش بود داشت بهم نگاه میکرد خیلی ترسناک بود بیش از حد
_این قراره خونبس بشه!
_بله ارباب زاده
ارباب زاده به نوچه هاش اشاره کرد و گفت:
_بیاریدش!
بعدش به سمت داداش فرهادم برگشت و گفت؛
_دور بر عمارت ببینمت بدون شک زنده نمیزارمت!
بعد تموم شدن حرفش رفت نوچه هاش به سمتم اومدن ک جیغ زدم
_تو رو خدا ولم کنید!
_خفه شو تا همینجا زنده زنده چالت نکردم.
ساکت شدم از ترس با التماس به بابا و مامان خیره شدم که هیچ توجهی بهم نداشتند با دیدن اینکارشون ساکت شدم من برای اونا مهم نبودم
پس چرا میخواستم من رو نجات بدند ، سوار ماشین ارباب زاده شدم تموم مدت بیصدا داشتم اشک میریختم
_خفه شو انقدر ور ور نکن!
با شنیدن صدای ترسناک و عصبیش ساکت شدم فقط تو سکوت داشتم اشک میریختم سرم رو پایین انداخته بودم یهو دست ارباب روی فکم نشست و من رو به سمت خودش برگردوند
که چشمهام گرد شد وحشت زده بهش خیره شدم که عصبی گفت:
_خفه شو دیگه انقدر ور ور نکن کنار گوشم!
از شدت ترس زبون بند اومد حتی نمیتونستم حرف بزنم
فکم رو عصبی ول کرد و به روبرو خیره شد من هم ساکت فقط به دستام خیره شدم انقدر ترسیده بودم
که میترسیدم حتی نفس بکشم ارباب زاده بیش از حد تصور ترسناک بود.

دانلود پارت 1تا20

دانلود پارت 20تا40

دانلود پارت 40 تا 75

دانلود پارت 75تا 100

دانلود پارت 100 تا 120

دانلود پارت 120تا137

دانلود پارت 138و139

دانلود پارت 140 تا 145

دانلود پارت 145 تا 151

دانلود پارت 151 تا 156

دانلود پارت 156 تا 161

دانلود پارت 162 تا 166

دانلود پارت 167 تا 173

دانلود پارت 173 تا 177

دانلود پارت 180 تا 177

دانلود پارت 180 تا 184 جدید 25دی

دانلود پارت 188 تا 184 جدید 28دی

دانلود پارت 188 تا 192 جدید 1بهمن

دانلود پارت 196 تا 192 جدید4بهمن

دانلود پارت 196 تا 199 جدید9بهمن

دانلود پارت 201 تا 199 جدید12بهمن

دانلود پارت 201 تا 207 جدید15بهمن

دانلود پارت 209 تا 207 جدید18بهمن

دانلود پارت 209 تا 212 جدید21بهمن

دانلود پارت 217 تا 212 جدید25بهمن

دانلود پارت 217 تا 222 جدید28بهمن

دانلود پارت 226 تا 222 جدید2اسفند

دانلود پارت 226 تا 229 جدید5اسفند

دانلود پارت 233 تا 229 جدید8اسفند

دانلود پارت 233 تا 238 جدید11اسفند

دانلود پارت 243 تا 238 جدید14اسفند

دانلود پارت 243 تا 249 جدید17اسفند

دانلود پارت 254 تا 249 جدید20اسفند

دانلود پارت 254 تا 256 جدید23اسفند

دانلود پارت 262 تا 256 جدید26اسفند

دانلود پارت 262 تا 268 جدید29اسفند

دانلود پارت 274 تا 268 جدید5فروردین

دانلود پارت 274 تا 276 جدید8فروردین

دانلود پارت 280 تا 276 جدید11فروردین

دانلود پارت 280 تا 282 جدید14فروردین

دانلود پارت 290 تا 282 جدید17فروردین

دانلود پارت 290 تا 296 جدید20فروردین

دانلود پارت 299 تا 296 جدید23فروردین

دانلود پارت 299 تا 303 جدید26فروردین

دانلود پارت 309 تا 303 جدید30فروردین

دانلود پارت 314 تا 303 جدید3اردیبهشت

دانلود پارت 314 تا 322 جدید7اردیبهشت

دانلود پارت 329 تا 322 جدید11اردیبهشت

دانلود پارت 329 تا 335 جدید15اردیبهشت

دانلود پارت 343 تا 335 جدید20اردیبهشت

دانلود پارت 343 تا 349 جدید25اردیبهشت

دانلود پارت 353 تا 349 جدید30اردیبهشت

دانلود پارت 353 تا 359 جدید3خرداد

دانلود پارت 364 تا 359 جدید9خرداد

دانلود پارت 364 تا 368 جدید9خرداد

دانلود پارت 373 تا 368 جدید18خرداد

دانلود پارت 373 تا 377 جدید23خرداد

دانلود پارت 382 تا 377 جدید28خرداد

دانلود پارت 382 تا 388 جدید2تیر

دانلود پارت 393 تا 388 جدید7تیر

دانلود پارت 393 تا 403 جدید12تیر

دانلود پارت 409 تا 403 جدید18تیر

دانلود پارت 409 تا 416 جدید24تیر

دانلود پارت 420 تا 416 جدید30تیر

دانلود پارت 420 تا 429 جدید8مرداد

دانلود پارت 437 تا 429 جدید17مرداد

دانلود پارت 437 تا 447 جدید24مرداد

دانلود پارت 461 تا 447 جدید1شهریور

دانلود پارت 461 تا 471 جدید21شهریور

دانلود پارت 484 تا 471 جدید29شهریور

دانلود پارت 484 تا 493 جدید10مهر

اولین سیستم کسب درآمد از دانلود و گوش دادن آهنگ در ایران همین الانکلیک کنید 

دانلود آهنگ جدید,فول آلبوم تمامی خوانندگان واردشوید

اگر تا به حال رمان شوهر غیرتی من فصل اول این رمان را مطالعه ننموده اید از اینجا مطالعه کنید

زمان انتشار رمان فوق هر 4 روز از زمان انتشار آخرین پارت منتشر شده ساعت22

رمان های پیشنهادی که دیگران خوانند:

رمان ازدواج اجباری

رمان خانزاده دلربا

رمان ترنج

رمان دانشجوی مغرور من

رمان شاهدخت پسرنما

رمان مادام

نوشته های مشابه

‫۱۱۱ نظرها

  1. چرا ادامه نداشت لطفا ادامشم بزارید خیلی رمان جذابی شده بوده ازتون خواهش میکنم بگذارید کی ادامش میاد؟؟؟

    1. سلام👋
      من منتظر پارت بعدی هستم چرا انقدر دیر میزارید 🥺
      در ضمن چرا انقدر الکی دارید کشش میدید 😒
      بعضی اوقات از خوندن خسته میشم انقدر که داره کش پیدا میکنه 😕
      لطفا رسیدگی بشه 🤩
      تشکر 🙏

    1. ادمین تو تو معرفی سایت گفتی پارت گذاری ۲ روز یه بار یا نهایتا ۳ روز یه باره الان به ۵ روز یه بار رسیده
      لطفا رسیده گی کنید

        1. سلام ادامه رمان رو کی میزارید؟؟ چراapk یاpdf کاملشو نمیزارید؟؟همش جاهای حساس باید منتظر بمونیم😢😢

  2. از وساطای رمان وفتی نیاز وارد داستان شد دیگه روال غیر طبیعی پیش گرفت و حال بهم زن بهتر اونجارو ول کنید و برید سراغ پارت های ۱۸ به بعد

  3. سلام. رمان دیگه هی داره موضوعات شکل هم تکرارمیشه توش.. خسته کننده شده.. چقدر دیگه طول میکشه تا تمام بشه. 😢

  4. شما الان چهار روزه که پارت نزاشتین در صورتی که توی رمان نوشتین دو یا نهایتش سع روز یکبار پارت میزارین این چه نوعشه دیگه همه ناراضین از پارت گذاریاتون

      1. شما که میتونین بهشون تذکر بدین بلد نیستن رمان بنویسن غلط میکنن ملت و گرفتار خودشون میکنن😐 شما هم بجای اینکه زمان پارت گذاریاتونو بیشتر کنین به نویسنده یادآوری کنین …….میخوره مردم و علاف خودش میکنه😐😡

  5. رمان داره خیلی خاله زنکانه و مسخره پیش میره!تا قبل اومدن نیاز به زندگی اینا روال داستان جذاب بود. ولی الان هرچی بیشتر جلو میریم بیشتر حوصله ادم سر میره😒خصوصا اینکه اینقدر کم و دیر به دیر پارت میذارید…الان چون زمان زیادی رو صرف خوندنش تا اینجا کردم دیگه دلم نمیاد نصفه ولش کنم. پس لطفا هرچی زودتر تمومش کنین این داتستانو

    1. سلام مطمعن باشید پارت بیاد دستمون زود میزاریم اگه دیر میاد ینی پارت ندادن بهمون ما بیتقصیریم

    1. چ وعضشه خجالت نمیکشید؟اولش هر س روز بود بعدش شد۴روز الانم ک هر۵_۶روز یبار پست میذارن اونم چس مثقال. یبار کامل بذارید ملت مسخره شما نیستن.بقیه رو بینید روزی۴پارت میذارن گاهی بیشتر

    1. سلام پارت جدید رو بذارین دیگه به جای این که ۴ روز بشه ۵ روز شده تعداد صفحات رمان عروس ارباب زاده و شاهدخت پسر نما رو زیاد کنید
      باتشکر از ادمین محترم

    1. خیلی دیگه داره چرت و مزخرف میشه دم به دقیقه هم رویای پارت گذاری رو بیشتر میکنین پارتا رو هم کمتر حداقل پارت رو بیشتر کنین همینجوری که روز های پارت گذاری رو بیشتر میکنین😐 دهنمونو سرویس کردین دِگ😑

  6. مگه زمان انتشار رمان هر ۴ روز یه بار نبود؟؟؟؟
    پس چرا ۵ روز گذشته ولی چیزی نذاشتین؟؟؟؟

  7. باسلام.من اول که رمان رو خوندم اولش ازش خوشم اومد ولی الآن فک میکنم مزخرف ترین رمانیه که خونم.الکی فقط کشش میدین.همش جملات تکراری.حرف های تکراری،خوب بلد نیستین ننویسین دیکه.با اعصاب ادما بازی میکنین.

  8. این رمان خیلییی تکراری شده همش اولش با زور و کتک و ایناس بعد عاشقش میشه و بهتر میشه یعنی چه چرا اینقد کشش میدین

  9. این رمان خیلییی تکراری شده همش اولش با زور و کتک و ایناس بعد عاشقش میشه و بهتر میشه یعنی چه چرا اینقد کشش میدین

  10. این رمان خیلییی تکراری شده همش اولش با زور و کتک و ایناس بعد عاشقش میشه و بهتر میشه یعنی چه چرا اینقد کشش میدین خوب تمومش کنین یا رمانتون رو بهتر کنین و هی چیزای تکراری نزارین

  11. سلام خسته نباشید
    واقعا رمان داره تکراری میشه خواهش میکنم نظرات ما رو به نویسنده ی عزیز بگین چون اول رمانش رو خیلی زیبا نوشته بودن ولی حالا داره تکراری میشه سریع تمومش کنن چون خیلی از عزیزان رمانشون رو نمی خونم
    ضمناً: من یه خواهشی از ادمین عزیز داشتم که جوابم رو ندادن خواهشمم اینه که رمان ارباب دلها رو بذارن رمانش خیلی قشنگه ممنون میشم اگه جواب ما رو بدین

    1. چرا پارت نمیزارینننننن؟؟؟؟؟؟؟؟
      بابا خسته شدیم الان هفته ای یک باز بیشتر نمی زارین؟؟؟؟؟؟ چرا خب؟!
      من کانال نویسنده ها رو انگیزش رو دارم پارت میزان ولی نمایید که نمی زارید بعد میگید نویسنده چیزی ننوشته ما آپ دیت کنیم

  12. ای بابا زود تر پارت بزارین…..اول قرار بود ۳ یا ۲ بعد پارت بزارین…..حالا کردین ۵ روز….ماهم هیچی نمیگیم دیگه شورش رو در آوردین با این رمان نوشتن تون……یه رمان مینویسید مثل آدمم پارت بزارین که صدای مردم در نیاد…..خب میگفتین انقدر دیر به دیر پارت میزارین ماهم نمیخوندیم……الان که به جای حساس رسیده پارت نمیزارین

  13. چرا رمان دیر به دیر آپدیت میشه
    خیلی دارین برای پارت گذاری وقت تلف میکنید
    یا ننویسین یا اگر هم مینویسین درست پارت گذاری کنید
    چرا کاری میکنین که صدای مردم در نیاد

  14. به این نویسندش بگو خودش بیاد تظراتو بخونه شاید به راه راست هدایت شه…
    والا…
    همش داره کشش میده…
    نویسنده جان…
    اسکلمون کردی نکنه؟!
    اه

  15. سلام چرا اینقدر دیر پارت میذارین؟؟؟؟
    تو رو خدا سریع پارتا رو بزارین اگه نمی تونین بگین ما برای مطالعه کردن این رمان وقت نداریم نه تنها این رمان رمان های دیگه رو هم که دیر پارت میزارین رو هم میگم

  16. وای چقدر رمان مسخره شده نقش مامان نازگل خیلی بیخودیه وهمش میپرسه حالت خوبه ناراحت شدی یه دقیقه طرف اینه یه دقیقه هم اون طرف خیلی مسخرست

  17. سلام میشه زمان دقیق پارت گذاری رو بگین هر چند روز یه بار می زارین؟. اخه روزی هزار بار میام می بینم که نکنه پارت بزاری …

  18. این چه وضعه رمان هستش رمان دوباره تکرار شده دوباره اومده قبل ،یعنی اومده دوران بارداری ستاره در حالیکه ستاره دوتا بچه داشت یکی پسر و یکی دختر واینکه بیشتر رمان به روال بچه هاش میچرخید تازه من یادمه بچه اول ستاره داشت عروسی میکرد ووقعا مارو ایسگامون کردین

  19. عاقااااا…
    این رمان تازه داره قشنگ میشه به خدا…
    چرا این نویسنده جان پارت نمیییدههههه…
    نویسنده جان پارت بده جون هرکی دوست داری…
    مردیم بسکه اومدیم ببینیم پارت گذاشتین یانه…
    خسته شدیم خووو…
    مرسی اه… :/♥

  20. اه چرا پارت نمیزارید
    ۱۰ روز گذشنه تا الان باید ۲ تا پارت دیگه هم میومد
    شما نوشتید زمان هر نشر ۴ روز نه ۱۰ روز
    خوب اینجوری ادم از رمان زده میشه

  21. سلام .وقتتون بخیر..
    راستش من انتظار دیگه ای درباره ی جلد دوم و سوم داشتم. اگه یکی مثل من به عنوان خواننده بخواد رمان ایشون رو خلاصه کنه، تمامش در خشم نفرت امیزش عشق یه طرفه و دخالت و هرزگی خیالنت و از این قبیله مسائل هست!
    نویسنده قلم بدی نداره نسبتا ولی رک باید بگم بلد نیست چطور سیر و توالی اتفاقات رو مرتب کنه..یه جورایی این چیدمان یکسان و تکراری همه رو خسته میکنه و باعث میشه در کل قلم نویسنده طرد بشه.مثلا رمان های اقای مؤدب پور رو اگه خونده باشید همه اش اول شاد و طنز و اخر یا میمیرن یا سرطان میگیرن یا خود کشی میکنن.. و این توی هر رمان ایشون اتفاق می افته..و شما بعد از خوندن یکی دوتا از رمان های ایشون با وجود قلم ظریفشون زده میشید..
    این رمان هم دقیقا همینه…
    باید ب صراحت بگم نویسنده شدن اسونه ولی نویسنده موندن واقعا سخت خواهد بود؛چیزی که شما رو در این عرصه ماندار خواهد کرد، اسم شخصیت ها یا طرز بیان شما نیست!
    بلکه تنوع قلمی هست که نویسنده باید داشته باشه. اگه شما رمان های نویسنده هایی مثل تکین حمزه لو یا فریده نجفی رو خونده باشید میبینید تنوع خاصی بین موضوعشون هست و با این که بیان خاصی برای ادای جملات و مکالمات ندارن، به راحتی شما وارد فضای رمان میشید…
    همچنین باید عرض کنم رمان شما هم مثل سایر رمان های اینترنتی(یا حداکثرشون!) محتوا یا درونمایه نداره؟!
    من موضوعی توی این رمان ندیدم. و با این که این رمان در سه نسل جریان داشت من چیزی ندیدم که نویسنده بخواد بیانش کنه. یه چیزی که محور داستان حول اون بچرخه..
    و مشکل دیگه ای هم که در رمان شما ب وفور دیدم عوض کردن اسم شخصیت ها بود انگار نویسنده خودشم فراموش میکرد که چی ب چیه؟!؟ یا شایدم خودش داستان از دستش در میرفت واینم دلیل بر یکسانی داستان بود..
    در ادامه امیدوارم نویسنده بتونه یه جوری روند داستان رو اداره کنه که از این یکسانی بیرون بیاد و یه جایی برای تنوع باشه. و بتونه در رمان های جدیدش اتود جالب تری در نظر بگیره.
    با ارزوی موفقیت بیشتر شما در این عرصه:)

  22. چرا دیر به دیر پارت میزارین
    نه این رمان بلکه همه رمان هایه این سایت دیر به دیر آپدیت میشه
    اول گفتین ۲تا۳ روز گفتیم ایراد نداره بعدش گفتین ۵روز هیچی نگفتیم
    حالا سره همین ۵روز پارت بزارین
    ۲هفتست پارت جدید نذاشتین
    اگه نمینویسین دیگه چرا ملتو الاف کردین

  23. سلام الان سه هفته شده چرا این قدر دیر پارت میزارین الانم که مدرسه ها شروع شده دیگه نمی‌تونیم رمان هاتون رو بخونیم کسی هم که این سایت رو ساخته لطفاً جواب های ما رو بده که این هم زحمتش به باد می‌ره بعدشم تو کانال تلگرام رمان شاهدخت پسر نما خیلی بیشتر از اون چیزی که شما پارت بزارین گذاشتن ادمین هم جواب ما رو هم که نمی ده یا اگرم بده میگه پارت نداشتن از خودم در بیارم

  24. چقدر خوب ادمو سر کار میزاری خداییش نویسنده ی عزیز! اصلا کاری میکنه رمانو ول کنن و دیگه پی اش نیان:)

  25. دیگه جوش آوردم. من الان سه هفته است منتظرم پارت بعدی رو بذارین ولی انگار نه انگار. عین خیالتون هم نیس که یه ملت اینجا منتظرن که شما پارت بذارین. اگه قرار باشه اینجوری پیش بره کلا اعلام کنید که دیگه قرار نیس پارت بذارین و یه ملت و علاف نمیکنین.
    سعی کنید تا آخر امشب پارت رو بذارین و عصاب آدم ها رو به بازی نگیرین.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

دکمه بازگشت به بالا