" /> پارت اول تا آخر رمان دایره دوستی
جدیدترین مطالبرمان دایره دوستی

پارت اول تا آخر رمان دایره دوستی

رمان دایره دوستی

نویسنده این رمان نویسنده رمان های تبار زرین و رویاهای سرکش میباشد

جهت خواندن رمان تبار زرین وارد شوید

جهت خواندن رمان رویاهای سرکش وارد شوید

قسمتی از رمان دایره دوستی:

دلم می‌خواست حسش کنم. لعنتی! تمام وقت به این موضوع فکر می‌کردم. اما خط‌قرمزهای کریستن کاملاً مشخص بود. هیچ‌وقت زیادی نزدیک بهم نمی‌نشست. هیچ‌وقت مچش را درحال نگاه کردن به خودم نگرفتم. هیچ‌وقت هم کوچک‌ترین نشانه‌ای از خودش به جا نگذاشت که به من علاقه دارد.

و چرا باید همچین کاری می‌کرد؟ او، تایلر را داشت.

دومین شبی که در خانه‌اش ماندم، تایلر تماس گرفت و من شنیدم که کریستن تمام اتفاقات را در مورد آن مرد م### و من که در اتاق مهمانش اقامت داشتم، برای تایلر شرح داد. کریستن با تایلر روراست بود. به‌نظر هم نمی‌آمد که تایلر ناراحت شده باشد.

تایلر به کریستن اعتماد داشت.

کاملاً هم در این‌باره حق داشت؛ حداقلش تا جایی که من اطلاع داشتم. مشخصاً، من تهدیدی به‌شمار نمی‌رفتم.

چطور خودم را در همچین وضعیتی انداخته بودم؟ عاشق زنی شده بودم که در دسترس من نبود. و این، دقیقاً همان کاری بود که در طول دوهفته‌ی گذشته انجام دادم: عاشق شدم.

گند زدم. وقتی دوست‌ش برمی‌گشت و همه‌چیز تمام می‌شد، بهایش را پرداخت می‌کردم. باید بیش‌تر دقت می‌کردم، زمان کم‌تری را با او می‌گذراندم و وقتی هم که می‌خواست باهم وقت بگذرانیم، گاهی اوقات باید جواب رد می‌دادم. باید می‌رفتم سر قرار، بین باقی گزینه‌ها جست‌وجو می‌کردم.

اما نمی‌توانستم همچین کاری انجام بدهم.

حتی با این‌که حس می‌کردم دارم توی منجلاب فرو می‌روم، نمی‌تونستم جلوی خودم را بگیرم. حتی دلم نمی‌خواست جلوی خودم را بگیرم.

امروز وقت آرایشگاه داشت و ساعت ده‌صبح از خانه بیرون رفت و کل روز را خانه نبود. امشب باید می‌رفتیم برای درست کردن کارت دعوت‌های عروسی برندون و اسلوان.

خانه بدون کریستن، حوصله سرَ بَر بود. استانتمن‌مایک را که تی‌شرت “پدرِ سگی” پوشیده بود، گذاشته بود خانه و امروز او موقع پله ساختن همراهم بود. بیش‌تر اوقات را در خواب به‌سر می‌برد اما هرازچندی می‌پرید و رو به صداهایی خیالی پارس می‌کرد. همین، اوضاع را جالب نگه داشت.

ساعت پنج‌عصر که من رفتم توی اتاق مهمان دوش بگیرم و برای مهمانی امشب آماده شوم، هنوز نیامده بود خانه. اما وقتی دوش گرفتم تمام شد و لباس پوشیده و آماده‌ی رفتن از اتاق خارج شدم، برای یک ثانیه نفسم بند آمد. روی کانتر آشپزخانه نشسته بود و به گوشی‌اش نگاه می‌کرد.

یک ضربه‌فنی کننده‌ی لعنتی بود.

یک لباس مشکی ا و کفش‌های پاشنه‌دار قرمز به تن داشت. موهایش باز و فر و صورتش آرایش داشت.

وقتی نگاهی اجمالی به من انداخت، سعی کردم طوری رفتار کنم انگار توی درگاه اتاق خشک نشده‌ام!

کریستن، خجالتی یا محافظه‌کار نبود. به‌قدری که خودم هم توی این چندهفته‌ی متوجهش شده بودم. احتمالاً حتی به هیچ‌کدام از این لحظات فکر هم نمی‌کرد؛ اما من عملاً به نفس‌نفس افتاده بودم. این‌جا ایستادن دیگر داشت سخت می‌شد. امیدوار بودم که نگاهش به من نیفتد.

برگشت. «اوکی، یه آبر . تا پنج‌دقیقه‌ی دیگه می‌رسه.» برای اولین‌بار از وقتی که وارد سالن شدم، روبه‌بالا به من نگاه کرد. «خوب به‌نظر می‌آی.»

بهش خیره شدم. «ممنونم. تو هم همین‌طور.»

این‌قدر قلبم محکم به قفسه‌ای سینه‌ام می‌کوبید که فکر می‌کردم کریستن قادر است از روی پیراهنم متوجه ضربان کوبنده‌ام شود. سر انگشتانم از خاطره‌ی لمس پوستش به گزگز افتاده بود.

استانتمن‌مایک، خرامان به‌سمتم آمد و کنار پایم با صدای تلپی خودش را روی زمین انداخت. دولا شدم و بغلش کردم، خوشحال شدم که چیزی برای پرت کردن حواسم گیر آورده‌ام. «هی، مرد کوچک.»

آه کشید. «از هیچ‌کس خوشش نمی‌آد. از تایلر که متنفره.»

آره. درک می‌کردم. چون خودم هم داشتم کم‌کم از تایلر متنفر می‌شدم.

دانلود پارت1

دانلود پارت2

دانلود پارت3

دانلود پارت4

دانلود پارت5

دانلود پارت6

دانلود پارت7 جدید 13 اسفند

دانلود پارت8 جدید 17 اسفند

دانلود پارت9 جدید 26 اسفند

دانلود پارت10 جدید 27 اسفند

دانلود پارت11 جدید 8فروردین

دانلود پارت12 جدید 11فروردین

دانلود پارت13 جدید 14فروردین

دانلود پارت14 جدید 17فروردین

دانلود پارت15 جدید 20فروردین

دانلود پارت16 جدید 23فروردین

دانلود پارت17 جدید 26فروردین

دانلود پارت18 جدید 30فروردین

دانلود پارت19 جدید 3اردیبهشت

دانلود پارت20 جدید 7اردیبهشت

دانلود پارت21 جدید 11اردیبهشت

دانلود پارت22 جدید 15اردیبهشت

دانلود پارت23 جدید 20اردیبهشت

دانلود پارت24 جدید 25اردیبهشت

دانلود پارت25 جدید 30اردیبهشت

دانلود پارت26 جدید 3خرداد

دانلود پارت27 جدید 9خرداد

دانلود پارت28 جدید 13خرداد

اولین سیستم کسب درآمد از دانلود و گوش دادن آهنگ در ایران همین الانکلیک کنید 

 

دانلود اهنگ جدید

توجه:خبر خوب برای طرفداران این رمان حتما بخوانید:

با توجه به حفظ حقوق نویسنده این رمان

کانال اصلی تلگرام نویسنده این رمان زیبا برای دوستانی که مایل هستند پارت های این رمان را سریعتر از تمامی سایت ها بخوانند قرار داده شد.

جهت اتصال به کانال اصلی رمان تبارزرین با توجه به اطمینان از اتصال شما به تلگرام اتصال به کانال اصلی تلگرام رمان تبار زرین کلیک کنید

زمان آپدیت رمان های آنلاین سایت هردو ویا نهایتا سه روز یکبار میباشد ,درصورت هرگونه مشکل در روند دانلود پارت هاو یا ....ازطریق دیدگاه اطلاع رسانی نمایید به تمامی نظرات جواب داده میشود با تشکر برترین رمان

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن