جدیدترین مطالبرمان کیش و مات

دانلود رمان کیش و مات

رمان کیش و مات

قسمتی از رمان:

-خانم! رضایت پدر بچه برایِ این کار نیازه! نمی خوام بعداً شر بشه.
کلافه از حرف هایِ تکراری دکتر، دست هاش رو بینِ دست هام گرفتم و التماس وار گفتم:
_خانم تو رو خدا! تو رو خدا کمک کن بهم! من… من این بچه رو نمیخوام…

و بعد از مکثِ کوتاهی، خواستم لب باز کنم و دوباره چیزی بگم که با صدایِ داد و بیدادی که از بیرون مطب میومد، ناخود آگاه دست هایِ دکتر رو محکم تر از قبل گرفتم.
صداش رو می شناختم!
الکی که نبود!
چند ماهی رو کنارش زندگی کرده بودم و حتی نوعِ نفس کشیدنش رو هم از بر بودم و حالا با شنیدنِ صدایِ بمش که مدام فریاد میزد، زود تر از هر زمانِ دیگه ای شناختمش!

در که با شتاب باز شد، هراسون نگاهم رو بهش دوختم که با دیدنِ چشم هایِ قرمزش، آب دهنم رو قورت دادم.
زیر لب و با عجز اسمش رو صدا زدم که فقط اخم هاش رو درهم کرد و به طرفم اومد.
-اقای محترم چه خبرتونه؟
انگشت اشاره اَش رو به نشونه ی سکوت رویِ لب هاش گذاشت و رو به دکتر گفت:
-ببند دهنت رو! اینجا رو که رو سرت خراب کردم حالیت میشه دیگه هچین گهی نخوری!
و بعد از زدنِ حرفش، دستِ لرزون من رو گرفت و کشید.

با شتاب از رویِ تخت پایین افتادم!
با هق هق گفتم:
‌_ولم کن! دامیار کاری به کار من نداشته باش. من این بچه رو نمیخوام… بچه ای پدرش تویی رو نمی خوام! می فهمی؟
بدونِ توجه به حضور دکتر و وضعیت اسفناکِ من یقه اَم رو چنگ زد و رو به روم وایساد.
-که بچه ی من رو نمی خوای؟ هوم؟

با شجاعتی که از منه ترسو بعید بود گفتم:
_اره! نمی خوام! نه بچت رو میخوام نه خودت رو!
نگاهش رو، رویِ اجزای صورتم چرخوند و ابرویی بالا انداخت.
و بعد بدون حرف دستم رو کشید و بی توجه به تقلا هام از مطب خارجم کرد.

مچ دستش رو چنگ زدم و با هق هق گفتم:
_چرا نمیذاری من راحت باشم؟ ها؟
در سمت شاگرد رو باز کرد و توی ماشین هلم داد.
وقتی که خودش هم سوار ماشین شد، به طرفم چرخید و با حرص گفت:
_راحت بودنو از این به بعد نشونت میدم! یه بلایی سرت میارم تا به گه خوردن بیوفتی که خواستی بچه ی من رو سقط کنی!

دستی رویِ صورت خیسم کشیدم و به طرفش برگشتم.
دستش رو گرفتم و سعی کردم این دفعه با التماس کردن راضیش کنم.
_دامیار! تو بهم علاقه نداری! منم تو رو دوست ندارم. به خدا… به خدا اگه این بچه به دنیا بیاد بیشتر از ما عذاب میکشه! خواهش میکنم اجازه نده به دنیاش بیارم.
و بعد، با لحنی لرزون ادامه دادم:
_من… من از سنگ نیستم دامیار! من از بچه دار شدن بدم نمیاد. فقط نمیخوام یه موجود بیگناهو به دنیا بیارم که زجر بکشه. میفهمی؟

خشک نگاهم کرد.
از همون نگاهایی که تا تهِ دل آدم رو از ترس می لرزوند.
دستش رو از دستم بیرون کشید و مچ دستم رو بین انگشت هاش فشرد.
چهرم از درد درهم شد ولی توجهی نکرد و با خشم لب زد:
-نظرت کوچیک ترین اهمیتی برام نداره! مهم حرف منه که میگم باید به دنیا بیاریش!
نگاهِ تحقیر آمیزی نثارم کرد و ادامه داد:
-و قرار نیست این بچه یکی مثلِ تو بشه که بخواد زجر بکشه! اون قدری به پاش میریزم که کمبودی رو احساس نکنه!

نگاهِ اشکیم رو ازش گرفتم و به خیابون دوختم.
حق با اون بود!
بلاخره بچش، بچه ی خان بود و نباید کمبودی احساس میکرد!
ولی خب با این حال دلم نمیومد بچه ای به دنیا بیارم که بعدا نتونه شاهد عشق پدر و مادرش باشه!
به عمارت که رسیدیم، به صندلی چسبیدم و دست هام رو مشت کردم.
می دونستم اگه پام به اتاق برسه حسابم با کرام الکاتبینه و همین باعث شده بود تویِ ماشین بمونم.

از ماشین پیاده شد و به سمتم اومد.
در سمت شاگرد رو باز کرد و با شتاب بیرون کشیدم.
نا خود اگاه دستم رو رویِ شکمم گذاشتم و فشردم.
_دامیار آروم باش! خواهش میکنم…
هیسِ کشداری گفت و به طرفِ داخل عمارت کشوندم.
به تک تک خدمه ای که با بهت بهمون خیره بودن بی توجه بود.
از پله ها بالا کشیدم و به سمتِ اتاقِ مشترکمون رفت.

زیرِ لب اسمش رو صدا زدم که تویِ اتاق پرتم کرد و در اتاق رو با پاهاش بست.
نگاهِ اشکیم باعث شده بود نتونم درست و حسابی ببینمش.
دستی رویِ چشمام کشیدم و با نگاهی لرزون بهش خیره شدم.
-چرا میخواستی یه همچین غلطی بکنی؟
_من که دلیلم رو بهت…
درد عمیقی که تویِ گونم پیچید باعث شد نتونم حرفم رو ادامه بدم و رویِ تخت پرت بشم.
دستم رو، رویِ گونه ای که بهش سیلی زده بود گذاشتم و با بغض بهش خیره شدم.
-این ارجیف رو تحویل من نده…
دانلود پارت1تا10

دانلود پارت 10 تا 20

دانلود پارت 20 تا 30

دانلود پارت 30 تا 40

دانلود پارت 40تا50

دانلود پارت 50 تا 60

دانلود پارت 60تا70

دانلود پارت 70 تا 80

دانلود پارت 80 تا 90

دانلود پارت90تا103

دانلود پارت104تا16

دانلود پارت106تا110

دانلود پارت111تا113

دانلود پارت114

دانلود پارت114 تا116

دانلود پارت118

دانلود پارت118تا121جدید25دی

دانلود پارت118تا123جدید28دی

دانلود پارت125تا123جدید1بهمن

دانلود پارت125تا126جدید4بهمن

دانلود پارت127جدید12بهمن

دانلود پارت127تا 129جدید15بهمن

دانلود پارت130جدید18بهمن

دانلود پارت131جدید21بهمن

دانلود پارت133تا131جدید25بهمن

دانلود پارت134جدید28بهمن

دانلود پارت135جدید2اسفند

دانلود پارت135تا138جدید5اسفند

دانلود پارت 139 جدید 8 اسفند

دانلود پارت 140 تا 141جدید 11 اسفند

دانلود پارت 143 تا 141جدید 14 اسفند

دانلود پارت 143 تا 144جدید 20 اسفند

دانلود پارت 147 تا 144جدید 26 اسفند

دانلود پارت 147 تا 148جدید 29 اسفند

دانلود پارت 149 تا 148جدید 29 اسفند

دانلود پارت 149 تا 151جدید 8فروردین

دانلود پارت 154 تا 151جدید 14فروردین

دانلود پارت 154 تا 157جدید 20فروردین

دانلود پارت 161 تا 157جدید 30فروردین

دانلود پارت 161 تا 163جدید 3اردیبهشت

دانلود پارت 165 تا 163جدید 7اردیبهشت

دانلود پارت 166جدید 30اردیبهشت

دانلود پارت 166تا170جدید 3خرداد

دانلود پارت 174تا170جدید 18خرداد

دانلود پارت 174تا176جدید 23خرداد

دانلود پارت 178تا176جدید 28خرداد

دانلود پارت 178تا183جدید 2تیر

دانلود پارت 185تا183جدید 7تیر

دانلود پارت 185تا187جدید 12تیر

دانلود پارت 193تا187جدید 18تیر

دانلود پارت 193تا195جدید 24تیر

دانلود پارت 201تا195جدید 30تیر

دانلود پارت 201تا205جدید 8مرداد

اولین سیستم کسب درآمد از دانلود و گوش دادن آهنگ در ایران همین الانکلیک کنید 

 

دانلود آهنگ جدید,فول آلبوم تمامی خوانندگان واردشوید

با توجه به انلاین بودن رمان فوق زمان آپدیت هر 4 روز یکبار میباشد ساعت22

نوشته های مشابه

‫۴۶ نظرها

  1. ادمین تو که اینقدر خوبی🥀 میشه رمان دلشوره(آراز و پناه) و بوسه با طعم خون از ک.شاهینفر و رمان هفت خط و سلبریتی از گیسو خزان بزاری…تورو خداااااا

    1. سلام منون از لطفت ۱۰ تا رمان انلاین اضافه میکنیم که داریم بررسی میکنیم اینایی که گفتید رو نگاه کنم چشم بابت تاخیر در جواب دهی عذر میخوام

  2. سلام به ادمین عزیز لطفا پارت ها رو اگه میشه بیشتر کنید یا حداقل طولانی تر باشن، پارت ها خیلی کم هستن 🌹🌹

      1. بررسی شد مشکلی ندارن از پی دی اف خوان برای گوشیتون استفاده کنید و فایل pdf رو در قسمت download گوشیتون هست از اونجا پیدا کنید

  3. سلام خواهشا خواهشا خواهشا ادمین و بقیه دوستان اگه لینک کانال ارب)ساحل و یاشار رو دارید بزارید
    اگرم قابله گذاشتن تو سایت که بزارید.
    من خیلی دنبالشم ولی گمش کردم🤕

  4. سلام به ادمین
    لطفا پارت ها رو رو بیشتر کنید یا زمانها را کم کنید .
    با تشکر از زحمات شما

  5. خانم نویسنده به نظرتون یکم کینه ها و نفرت ها توش زیاد نیست؟چرا باید انقدر انتقام جو باشن شخصیت ها.حالا دامیار بهتر شده ولی پس تکلیف قلب شکسته آرا چی میشه
    توروخدا یکم مهربون باشید
    من به جای اینا با خوندن هر جمله قلبم تیکه میشه

  6. سلام بعد گذشت ۴روز چراقسمت جدید کیش ومات نزاشتین ؟؟
    ممنون میشم تابه وعده خودتون عمل کنید

    1. سلام نویسنده این رمان اصلا معلوم نیست داره چیکار میکنه لینک کانالشو براتون میزاریم زیر همین پست

  7. باسلام این رمان خوبی هست فقط نمیدونم چند روز یکبار پارت گذاری می کنید واقعا اصل مطلب داره یادمون میره.ممنون میشم فاصله زمانی پارتها کم بشود.

    1. واقعا دیگ حوصلمون نمیشه بیایم بخونیم….اینقدر پارت گذاری دیر انجام میشه ک همیشه باید پارت قبل و بخونیم بعد پارت جدید دانلود کنیم

  8. سلاام رمان خیلییی عالیه و قلم خیلییی خوبی داره میخاستم بگم لطفا لینک کانال تلگرام این رمان رو لطفا به من بدید ⁦☺️⁩⁦☺️⁩⁦☺️⁩⁦☺️⁩⁦☺️⁩

  9. رمان قشنگیه به نظرم اما خب قابل حدسه واینکه یکمم خیالی هیچ کس با کسی که اینجوری باهاش رفتار کنه این همه بلا سرش خانوادش بیار حتی توفم نمینداازه چ برسه ازدواج و بچه😞😒

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن